حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

آخ جون مهمونی

1393/3/20 22:19
711 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بهونه ی زندگی من

 

قربون شیرین زبونیات برم عزیزم که میخوای دیگه همه چی رو تلفظ کنی.

 

خیلی به اطرافیانت علاقه نشون میدی و همه رو دوست داری..

عاشق مهمونی رفتن و مهمون دعوت کردن هستی. 

روز چهارشنبه چهاردهم خرداد آقاجون و مادرجون (پدرشوهرم و مادرشوهرم) و خانواده ی عمه محبوبه (خواهرشوهرم) اومدن قم... 

و شما دختر ناز مامان از چند روز قبل خوشحالی می کردی...

وقتی بخوای قضیه ای رو تعریف کنی خیلی با شوق و ذوق و تکون خوردن زیاد و کلی آب و تاب میگی. مثلا میگفتی

 

بچا ، میان ، این جو جو ، بالا،  بازی ، هورااااا

 

یعنی بچه ها میان این جوری میرن بالا بازی می کنیم.

منظورت  از بالا روی تختت هست.

وسط هر کلمه ای نفس میکشی و آخرش از خوشحالی که قرار بود بچه های عمه و عمو بیان بازی کنی دست میزدی و هورا می کشیدی..  قربونت برم خوردنی من..

 

 

 

وااااااااای وای وای حسین آقا اینجا چیکار میکنه؟؟؟ چشم منو دور دیده؟

 

 

  آخی چرا زن عمو اینجا نشستی؟؟؟ چرا ناراحتی؟

 

 

   آقا جون و سیدصادق(پدرشوهرم و پسر برادرشوهرم)

 

 

   سیدصادق دستشو کرده بین در کمد و انگشتش زخم شده

 

 

  دختر با حجاب من!!!

 

 

میدیدی همه خانما چادر پوشیدیم شما هم چادرتو پوشیدی!!

 

 

   شما هم برای خودت خانمی شدی عزیزدلم

 

 

   حسین پسر عمه ی حدیثه سادات

 

 

   و سیدصادق هم پسر عموی حدیثه سادات

 

 

   زینب هم اومد تو عکسا..

 

 

 

 

 

 

   سر ماشین دعوا شده...

 

 

  زینب دختر عمه ی حدیثه سادات

 

 

   بابایی و زهرا هم افتخار دادن. زهرا هم دختر عمه ی حدیثه ساداته

 

 

حدیثه سادات بعد از کلی خراب کاری رفته حموم الان دوباره اومده عکس بگیره

یه خبر داغ داغ داغ

حدیثه سادات دیگه تو حموم گریه نمی کنه. تو پست بعدی توضیح میدم

 

 

 

 

  عمو سیدابوالفضل میخواست ازت عکس بگیره شما هم فرار می کردی!!

 

 

   بالاخره عمو سیدابوالفضل موفق شد و ازت عکس انداخت..

 

 

   کشته مرده ی این لبخند ملیحت هستم..آرامآرامآرامآرامآرام

 

 

 

بابت همه ی این عکس ها از عمو سیدابوالفضل تشکر می کنم.زحمت همه رو ایشون کشیده.

 

 

پسندها (3)

نظرات (7)

زهراخ
1 تیر 93 23:00
سلام گلم انشاا...همیشه ب شادی عاشقتم بووووووووووووووس
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام زهرا جون ممنون جاتون خالی بود ما هم دوست داریم
مامان عليرضا
2 تیر 93 0:48
به به چه دختر مهمون نوازی. ایشالا همیشه شاد و سرزنده باشی خاله جون
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون که بهمون سر زدی مامان مهربون لطف داری شما. همچنین شما
mahsa
3 تیر 93 21:36
سلام نازنینم سلام خوشگل خانم ماشا ا... چقد بزرگ شدی چند وقتی بود نیومده بودم وبلاگت وااای که چقدر دلم واسه دختر طلا تنگ شده بود حدیثه جوووووووون بلا شدی گلم مامانی رو اذیت نکنی
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام مهسا جون ممنونم خانمی زنده باشی. چرا بهمون سر نمی زدی؟؟ آره حسابی تو این مدت شیطون شده
مامان محمدحسین
7 تیر 93 9:44
سلام .: اسمم : رمضان. عمرم : چهارهفته. قلبم: يكي ازبناهاي بهترين دين روي زمين. موجودم : ثواب. وجودم: بركت. ميخوام بگم مرابه دوستيت قبول داري؟ اگرداري پس مرابه بهترين دوستهايت به عنوان هديه ارسال كن .. آمدن ماه مغفرت برشمااااااا پيشاپیش مبارک باد  。*☆∴。 。∴☆*。 。★*゚゚*★∵★*゚゚*★。 ☆゚   ゚☆゚   ゚☆ ゚☆。      。☆゚  *★。     。★*   ∵☆。  。☆∵     ゚*★。。★*゚ *☆ .-..-. `·.·´ ●/ /▌
مریم
7 تیر 93 19:24
وای عزیییییییییییییییزم الهی قربونت برم که این همه نااااااااااااز داری دلم برات یه ذره شده ماشاالله ماشاالله
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام زن عمو جــــــــــــــــــــــون تشکر ویژه بابت سر زدنات و یادگاری گذاشتنات جای شما خیلی خونمون خالی بود اگه بودی خیلی خوشحال می شدیم. انشاالله زود زود با عمو بیایید خونمون و مارو خوشحال کنید
بابا و مامان
10 تیر 93 12:30
سلام الاهی قربون خودت و حجابت
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مـــــــــــــــــــــرسی مامان مهربون قربون شما
مامان اهورا (نرگس)
11 تیر 93 19:56
وای چه عالی!!!!!همه جمعن!!!!! قربون اون چادر پوشیدنت بشم من چقدر نمک داری تو خوشگل... خدا همشون و حفظ کنه انشالله... خدا رو شکر پس ترس از حموم ریخته دیگه!!!!! دست عمو هم درد نکنه که کلی عکسای خوشگل ازتون گرفته!!!!
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام نرگس جون ممنون که بهمون سر زدی... آره خداروشکر.... انشاالله... خیلی بابت حموم رفتنش راحت شدم